تطبیقِ اصولِ حقوقی با نیازهایِ پویایِ اجتماعی، همواره چالش اصلیِ نظامهای قضاییِ معاصر بوده است. در این میان، احساسِ مسئولیتِ اجتماعیِ قوه قضائیه و لزومِ عبور از رویکردهایِ صرفاً سزاوارانه به سمتِ عدالتِ ترمیمی و حمایتی، بستر لازم برای متولد شدنِ نهادی نوین را فراهم آورد. مجتمع قضاییِ حمایتیِ شوق زندگی، ریشه در یک «نیازسنجیِ دقیق» و یک «ایدهپردازیِ استراتژیک» دارد. تجربههایِ پیشینِ ما در حوزهِ حقوقِ کودک و خانواده نشان میداد که پراکندگیِ پروندههایِ آسیبپذیر (اعم از کودکان در وضعیت های مخاطره آمیز ، زنان و دختران آسیبدیده اجتماعی ، افراد دارای اختلالات اعصاب و روان ،پروندههایِ سرپرستی و ….) در دادگاهها و دادسراهای عمومی ، نهتنها سرعتِ رسیدگی را کاهش میدهد، بلکه با فقدانِ رویکردهایِ تخصصیِ میانرشتهای، میتواند به «خشونتِ ثانویه» علیهِ قربانیان نیز منجر شود. بر همین اساس، در سالِ 9931، تصمیم بر آن گردید تا با تمرکز بر «مخاطرهپذیرترین» لایههایِ جامعه، یعنی کودکان و زنان، مرکزی یکپارچه با عنوانِ «شوق زندگی» تأسیس گردد. هدفِ بنیادینِ این مجتمع، ایجادِ مرکزی جامع و یکپارچه جهت ارایه خدمات حقوقی و اجتماعی بود ؛ جایی که در آن، قضاوتِ قضایی با خدماتِ حمایتیِ مددکاری، رواندرمانی و مشاوره در هم میتنید. ما معتقدیم که عدالتِ واقعی، تنها زمانی محقق میشود که «کلمه» به «عمل» و «حکم» به «پیشگیری» تبدیل گردد. این گزارشِ عملکرد، عینکِ شفافیتی است که ما را در مسیرِ تحققِ این آرمان همراهی میکند. در ادامه، ضمنِ معرفیِ ساختارِ واحدهایِ تخصصی (شاملِ معرفی سایبان های حمایتی، سازمانهای همکار ، شیوه اقدام واحدها )، آمارِ کمیِ عملکردِ این مجتمع را نیز ارائه میدهیم. اما فراترِ از اعداد، تلاش کردهایم تا «کیفیتِ عدالت» و تأثیرِ خدماتِ پیشگیرانه بر کاهشِ نرخِ بزهکاریِ کودکان و ارتقایِ سلامتِ روانِ خانوادهها را تبیین کنیم. امید است این گزارش، نه تنها سندِ عملکردیِ ما باشد، بلکه منشوری برای تفکر در زمینهِ ارتقایِ نظامِ حمایتیِ کشور گردد.